پيغام مدير : آدم اينجا تنهاست و در اين تنهايي، سايه ناروني تا ابديت جاري است....
من نمي دانم
كه چرا مي گويند : اسب حيوان نجيبي است ،
كبوتر زيباست .
و چرا در قفس هيچكسي كركس نيست
گل شبدر چه كم از لاله قرمز دارد.
چشم ها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد
واژه را بايد شست .
چتر را بايد بست ،
زير باران بايد رفت .

--------------------
كد لينك ما :
آدرس ايميل خود را اينجا بگذاريد
تا آخرين نوشتههاي تبادل اطلاعات
برايتان ايميل شود.
:
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
سفرنامه کربلا
آیه قرآن عشق
اخبار
کامپیوتر
موبایل
دانلود نرم افزار موبایل
کتاب
خداشناسی
دین و اندیشه
خاطرات دکتر احمدی نژاد
مناسبت ها
اینترنت
ویژه نامه ها
عمومی
گرافیک
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آرشيو

طراحي شده توسط تبادل اطلاعات
شوریده و شیدای توام ... ( آیه قرآن عشق )

حتی اگر زمین میان خورشید و ماه باشد
بین الحرمیــــــــــــــــــــــــــــــــــن
تنها کهکشانیست که خسوف نمیشناسد ....
لينك ثابت ![]()
اربعین حسینی ، با کاروان عشق ( آیه قرآن عشق )
اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایقها میگذرد؛ و اینک از صدای نحص شلاق خزان بر پیكر آلالهها، اربعینی میگذرد و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد.

از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم كه حیات اسلام مدیون رگهای پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لبهای خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون كودک غمگین و تمام حقیقت هایی كه هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم.
اربعینی با دختر كوچک حسین (ع) مهر را در آغوش گرفتیم، ناله زدیم، درد دلها گفتیم و شكوهها روانه كردیم. اربعینی از عمق جان، فریاد یا حسین كشیدیم، بر سینه زدیم و خنده را حرام كردیم.
کربلا ؛ این خارستان خشک و بیآب، دریای انسانیت و کمال است، اقیانوس بی کرانهای است که در آن گوهر همه عظمتها و خوبیها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غواص قهار میطلبد. و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی ....
در زیارت اربعین پیرامون فلسفه آن آمده است: و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیرهالظلاله: حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.
و شیعه همیشه و در تمامى روزهاى سوگوارى حضرت سیدالشهداء علیه السلام و از آن جمله روز اربعین آن حضرت، در زیارت و اقامه ماتم و عزادارى كوتاهى نكرده و از اینجاست كه امام حسن عسكرى علیهالسلام زیارت اربعین را از علایم ایمان شمرده است.
پیروان و دوستان امام حسین علیه السلام امیدوارند تا از این طریق مشمول این حدیث نبوى شوند كه جابر بن عبدالله انصارى - از صحابه رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم روایت كرده است: «كسى كه قومى را دوست دارد با آنها محشور مى شود و كسى كه عمل قومى را دوست دارد با ایشان شریک مىباشد».
دلهایمان بیتاب سالار شهیدان، و چشمانمان بر مظلومانه ترین شهادت تاریخ همواره درخشان و بارانی باد.
بگذارید این سالهای حرام بگذرد ... ( آیه قرآن عشق )
در قبایل عرب همواره جنگ بوده، اما مکه «زمین حرام» بود و چهار ماه رجب، ذی القعده،ذی الحجه و محرم «زمان حرام» یعنی که در آن جنگ حرام است.
دو قبیله که با هم می جنگیدند، تا وارد ماه حرام می شدند، جنگ را موقتا تعطیل می کردند، اما برای آن که اعلام کنند که: در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست، ماه حرام رسیده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت، سنت بود که بر قبه خیمه فرمانده قبیله، پرچم سرخی برمی افراشتند تا دوستان، دشمنان و مردم همه بدانند که جنگ پایان نیافته است.

آنها که به کربلا می روند، می بینند که جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنه جنگ، آرامش مرگ سایه افکنده است.
اما می بینید که بر قبه آرامگاه اباعبدالله، پرچم سرخی در اهتزاز است.
بگذار این «سالهای حرام» بگذرد!
( دکتر علی شریعتی )
دخترک... شمر... آب ( آیه قرآن عشق )

دخترک از میان جمعیتی که گریهکنان شاهد اجرای تعزیهاند رد میشود. عروسک و قمقمهاش را محکم زیر بغل میگیرد.
شمر، با هیبتی خشن، همانطور که دور امام حسین علیه السلام میچرخد و نعره میزند، از گوشهی چشم دخترک را میپاید.
دخترک با قدمهای کوچکش از پلههای سکوی تعزیه بالا میرود. از مقابل شمر میگذرد، مقابل امام حسین(علیه السلام) میایستد و به لبهای سفید شدهاش زل میزند.
قمقمه را که آب تویش قلپ قلپ صدا میدهد، مقابل او میگیرد...
شمشیر، از دست شمر میافتد و رجز خوانیاش قطع میشود...
دخترک میگوید: «بخور، مالِ تو آوردم» و بر میگردد. رو به روی شمر که حالا بر زمین زانو زده، میایستد. مردمکهای دخترک زیر لایهی براق اشک میلرزد. توی چشمهای شمر نگاه میکند و با بغض میگوید: «بابای بد!»
نگاه شمر از چانهی لرزان دخترک میگذرد، و روی زمین میماند. او نمیبیند که دخترک چگونه با غیظ از پلههای سکو پایین میرود...
منبع : سقا
آیه قرآن عشق ... ( آیه قرآن عشق )
عشق حسین تا روز ابد تو سینه ی ما امانته ....
مولا قصد عزيمت به کوفه را دارد.کاروان به راه می افتد.به صحرا ميرسند.همانجا توقف ميکنند.
مولا به راز و نياز با پروردگار می پردازد.آب حيات از چشمه چشمانش مي تراود.
اهل بيتش در کنار او مناجات را زمزمه می کنند.

مولا به سمت کوفه به راه می افتد.در راه خبر شهادت سفيرش را می شنود.دختران مسلم را نوازش می کند.مولا يتيم نوازی ميکند ولی.........چه کسی يتيمان مولا را گرامی خواهد داشت؟
مولا قربانيش را به سمت قربان گاه می برد.....
و اين دستهای عاشقانش است که بر سر و سینه هایشان میخورد و حنجره های خسته شان فریاد میزند:
کوفه میا حسین جان کوفه وفا ندارد..........
بسوزان هر طریقی می پسندی
که آتش از تو و خاکستر از من
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)
..: آخرين ارسال ها :..
All Rights Reserved 2005-2006 © by tehran2008abedi.Blogfa.com
This Template Designed By Ali Kouroshfar and TakTemp For Blogfa
www. - www.2Temp.com - www.3Music.ir - www.iRoom.ir
